مرکز بهداشت شهدای والفجر
معضل سگهای بلاصاحب و هزینه ۱.۳ میلیوندلاری واکسن در شیراز
شیراز یکی از کلان شهرهایی است که طی سال های اخیر با معضل افزایش سگهای بلاصاحب یا همان ولگرد دست و پنجه نرم میکند، دغدغه ای که شاید خیلی به صورت جدی به آن پرداخته نشده یا نظارتی آنچنانی بر آن صورت نگرفته است.

به گزارش روابط عمومی مرکز بهداشت شهدای والفجر، به نقل از خبر گزاری فارس، در سالهای اخیر، تقابل میان حقوق حیوانات و امنیت سلامت شهروندان، یکی از چالش برانگیزترین مباحث در مدیریت شهری ایران بوده است، در حالی که صدای شهروندان از ترس حملات سگها به گوش میرسد و همزمان، فعالان مدنی بر حقوق حیوانات تأکید دارند.
شیراز یکی از کلان شهرهایی است که متاسفانه طی سال های اخیر نیز دچار بحران سگ های بلاصاحب یا همان ولگرد شده است دغدغه ای که شاید خیلی به صورت جدی به آن پرداخته نشده یا نظارتی آنچنانی برآن مترتب نبوده است. بحران سگ های بلاصاحب فقط از جنبه بهداشتی مورد توجه کارشناسان و تحلیلگران نیست بلکه از جنبه های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و امنیتی می تواند مورد بررسی قرار بگیرد اما پرسش اصلی اینجاست: آیا راهکار در حذف است یا مدیریت؟ در این گزارش، با نگاهی به مسائل اقتصادی، اجتماعی ، امنیتی و بهداشتی بررسی میکنیم که چگونه میتوان از چرخه بیپایانِ تولید جمعیت و حذف به سوی کنترل پایدار حرکت کرد. در اینجا یک سوال کلیدی وجود دارد و آن هم اینکه مدیریتِ این معضل چقدر هزینه دارد و آیا ما در حال هزینه کردن هستیم یا فقط دورِ باطل میزنیم؟
در همین رابطه با محمدعلی محسنی پور، مسئول بهداشت محیط مرکز بهداشت شهدای والفجر شیراز در خصوص معضلات نگهداری سگ های خانگی و سگ های بلاصاحب مصاحبه ای انجام دادیم.

محسنیپور در گفتگو با فارس با اشاره به این که مسئله سگ های ولگرد فقط به مسئله بهداشتی مربوط نمی شود گفت: ابعاد این قضیه بسیار فراتر از یک مسئله ساده بهداشتی است.
وی ادامه داد: معضل سگهای بلاصاحب در حال حاضر ابعاد اقتصادی، اجتماعی و امنیتی پیدا کرده است، حوادث تلخی که در برخی مناطق حاشیهای یا پیرامونی مانند روستای گچی و شهرک صدرا رخ داد، نشان میدهد که این موضوع مستقیم با امنیت روانی و جانی شهروندان گره خورده است و دیگر نمیتوان به سادگی از کنار آن گذشت.
وی به خطرات اصلی ناشی حضور سگ های بلا صاحب پرداخت و افزود: خطرات بهداشتی این حیوانات بسیار جدی و نگرانکننده است، سگهای بلاصاحب ناقل بیماریهای مشترک خطرناکی بین انسان و حیوان هستند؛ از جمله هاری، سالک و کیست هیداتیک، به عنوان نمونه، در سال ۱۴۰۴ تنها در شیراز ۱۲۹ مورد کیست هیداتیک شناسایی شده است که بیماری بسیار خطرناکی بوده و درمان آن مستلزم جراحیهای تهاجمی و سنگین است.
کارشناس بهداشت محیط شیراز در پاسخ به این سوال که آیا تمام این موارد گزیدگی توسط سگهای بلاصاحب انجام میشود یا سگهای خانگی، گفت: نکته بسیار مهمی که افکار عمومی باید بداند این است که سهم سگهای خانگی در این آمار بسیار قابل توجه است، بر اساس بررسیها، بین ۵۰ تا ۶۰ درصد از موارد گزش مربوط به سگهای خانگی است، این مسئله نشان میدهد که علاوه بر ساماندهی حیوانات بلاصاحب، باید روی رفتار و مسئولیتپذیری مالکان سگهای خانگی نیز نظارت جدیتر شود.
محسنی پور در ادامه با بیان این که بیماری های ناشناخته ای نیز به نام کیست هیدراتیک که از طریق مدفوع سگ انتقال پیدا میکند ،افزود: در سال گذشته در شهرستان شیراز ۱۲۹ مورد کیست هیداتیک شناسایی کردیم، کیست هیداتیک انگلی است که وقتی وارد بدن شخص میشود، مثل سایر انگلها با دارو خوب نمیشود؛ حتماً باید از طریق جراحی این کیست از بدن فرد خارج شود، یعنی یک کار که خیلی راحت می شود با پیشگیری جلویش را گرفت، هزینه بسیار زیادی را روی دوش خانوار میگذارد. هزینه برای واکسن سگ ها داریم ولی برای کودکان نداریم.
محسنی پور سیاست وزارت بهداشت در زمینه درمان افراد مورد گزش سگ را واکسیناسیون عنوان کرد و ادامه داد: فردی که مورد گزش سگ قرار گرفته، باید حتماً در وزارت بهداشت یا دانشگاه علوم پزشکی و مراکز بهداشتی واکسن بزند، سال گذشته در مرکز بهداشت شهدای والفجر شیراز 13هزار مورد گزش سگ اتفاق افتاد که از سوی همین مرکز واکسیناسیون شدند و این یک بار بسیار عظیم مالی روی دست دانشگاه علوم پزشکی میگذارد.
وی با بیان این که هر دوز واکسن هاری حدوداً ۱۰۰ دلار هزینه می برد و بار سنگین اقتصادی دارد، گفت: هر دوز واکسن هاری حدود ۱۰۰ دلار هزینه دارد، وقتی تعداد گزیدگیها به دهها هزار مورد در سال میرسد، وزارت بهداشت و سیستم درمان کشورباید هزینههای سرسامآوری را صرف تأمین این واکسنها کنند، در حالی که این اعتبارمیتوانست صرف هزینه واکسن کودکان شود.
نیت خیرخواهانه اقدام به غذارسانی به سگها یا تشدید بحران وی تصریح کرد: متأسفانه پدیده سگ گردانی در خیلی از شهرها باب شده و نمونه آن هم در کلان شهر شیراز که بیشتر در پارک ها مشاهده می شود مثلاً در پارک بعثت که عملاً تبدیل به پارک حیوانات شده و مردم به راحتی نمی توانند به این مکان تردد داشته باشند و سگ وقتی وارد یک محیط طبیعی می شود اولین کار مدفوع است و همین عامل می تواند به ایجاد کیست هیداتیک در انسان منجر شود.کارشناس بهداشت محیط شیراز یکی دیگر از معضلات سگ گردانی در شهر را غذا دادن به این سگ ها دانست و افزود: عدهای فکر میکنند با غذا دادن به سگها کار خیرخواهانهای انجام میدهند، اما نتیجه این کار، تجمع سگها و تشکیل کلونیهای بزرگ در نقاط مختلف شهر است، این کلونیها قلمرو سگ ها محسوب میشوند، حتی قویترین حیوان روی کره زمین مثل شیر یا ببر هم نمیتواند با آنها مقابله کند چون دستهجمعی حمله میکنند و ایجاد این کلونی ها خطرات حمله به شهروندان را به شدت بالا میبرند و کنترل آنها را برای دستگاههای مسئول غیرممکن میسازند.وظایف قانونی ارگانها و چالش عقیمسازیمحسنی پوربه مسئولیت قانونی مدیریت این بحران و وظیفه دستگاههای متولی اشاره کرد گفت: وظیفه مرکز بهداشت مشخص است؛ ما در حوزه درمان پیامدها (مثل واکسیناسیون و درمان بیماریها) و نظارتهای بهداشتی فعال هستیم. اما ریشه مسئله در جای دیگری است. براساس قانون، به صراحت در بند ۲۰ ماده ۵۵ قانون شهرداریها ذکر شده است که مسئولیت مستقیم جمعآوری، کنترل و مدیریت حیوانات بلاصاحب بر عهده شهرداریها و دهیاریهاست.
وی ادامه داد: شهرداری سگها را میگیرد، عقیم سازی، واکسیناسیون و بازگردانی میکند، اما عقیمسازی به تنهایی جمعیت سگهای بلاصاحب را کم نمیکند؛ سگ عقیمشده تکثیر پیدا نمیکند، اما واگیردار بودن بیماری سرجای خودش می تواند از طریق ادرار، مدفوع، مو و بزاقش منتقل شود.کارشناس بهداشت محیط گفت: در تمام دنیا در کنار عقیمسازی، بخشی از سگهای بیمار یا خطرناک را یوتانایز (مرگ خاموش) میکنند، چون نمیشود همه سگهای بیمار را در جامعه رها کرد.ارتباط مستقیم سگهای بلاصاحب با بیماری سالکوی به عوامل وجود بیماری سالک در سال گذشته در محله سنگ سیاه شیراز اشاره کرد و گفت: این محله یکی از کانونهای انتشار بود یکی از عوامل سگ های بلا صاحب و دیگری اتباعی بودند که بدون واکسینه وارد کشور شده بودند، از زمانی که هم سگ های ولگرد را در این مناطق جمع آوری کردیم میزان سالک در آن منطقه پایین آمد. سگهای ولگرد که واکسینه نمیشوند، ناقل بیماری سالک هستند؛ کافی است یک پشه آنها را نیش بزند و بعد روی بدن انسان سالم بنشیند تا بیماری منتقل شود.محسنی پور به معضل دیگری در خصوص سگ های بلاصاحب که از طریق شهرها و روستاهای اطراف شیراز وارد می شوند اشاره و تصریح کرد: متأسفانه در شهرهای دیگر هم این مشکل را دارند، ولی وضعیت شیراز اینگونه تحت تأثیر قرار گرفته است که این مسئله نیازمند یک کارگروه مشترک از دانشگاه علوم پزشکی، دامپزشکی، شهرداری، نیروی انتظامی شهرداری و حمایت همهجانبه مردم است و در این بین اگر مردم پای کار نباشند، قطعا به نتیجه نخواهیم رسید.موانع فرهنگی ؛ دخالت مردم و NGOها در کنترل سگ های بلاصاحب
وی به ارائه راهکارهایی برای حل بحران سگ های بلا صاحب اشاره کرد و گفت: برای مدیریت بهتراین وضعیت، استفاده حداکثری از ابزارهای اطلاعرسانی توسط شهرداری است، شهرداری با نصب بنرهای آموزشی در سطح شهر، مطالب لازم را به آگاهی مردم برساند؛ تا هم شهروندان با خطرات ناشی از سگهای بلاصاحب آشنا شوند و هم NGOها متوجه شوند که ما مخالف حضور حیوانات نیستیم. هدف ما صرفاً تأمین امنیت و سلامت عمومی جامعه است.محسنی پو ادامه داد: مثلاً در پیادهرو سلامت، بچههای شهرداری تا ساعت ۱۱ شب برای جمعآوری یک سگ در تلاش بودند اما مردم و حامیان اجازه نمیدادند. وقتی جامعه آگاهی درستی نداشته باشد، مشکل حل نمیشود NGOها و حامیان حیوانات هم اگر کمک نکنند، حتی خود سگها نیز نجات پیدا نمیکنند.وی به وظایف سایرارگان ها نیز اشاره کرد و افزود: یکی از ارگان های مهم در این زمینه صداوسیماست که با توجه این که یک رسانه ملی است، زمان بیشتری را به آموزش عمومی اختصاص دهد. صداوسیما میتواند با ایجاد یک فضای ارتباطی (مثل یک خط تلفن مستقیم)، آمار کسانی که مورد گزش سگ قرار گرفتهاند را به اطلاع مردم برساند تا افکار عمومی بدانند که سالانه ۱۳ هزار مورد گزش که معادل جمعیت یک شهرک است چه حجم عظیمی از مشکلات را ایجاد میکند.کارشناس بهداشت محیط به ایجاد یک تعامل میان بخشی بین شهرداری، علوم پزشکی، و سایر ارگان های دخیل در این موضوع اشاره و ابراز داشت: ما دربخش علوم پزشکی، مستندسازی و تأمین کارشناس و اطلاعات علمی را انجام میدهیم و شهرداری و سایر دستگاهها، وظیفه اطلاعرسانی، انتشار بنرها و اقدامات اجرایی را پیش ببرند.
محسنی پور در پایان تأکید کرد: از همه دستگاه های متولی به خصوص مردم می خواهیم که این بحران را با همکاری یکدیگرحل کنیم و حداقل بتوانیم در سال 1405 حتی اگر شده تعداد سگهای بلاصاحب را نسبت به سالهای قبل، ولو به اندازه ۱۰۰۰ قلاده، کاهش دهیم، همین مقدار کاهش هم گام بزرگی برای سلامت و امنیت شهروندان خواهد بود.وی افزود: طبق قوانین جاری کشور و دستورالعملهای وزارت کشور، مدیریت سگهای بلاصاحب بر عهده شهرداریهاست. با این حال، نبود نظام یکپارچه باعث شده تا نهادهای ذیربط، به جای تمرکز بر استراتژیهای بلندمدت، به روشهای کوتاهمدت و مقطعی بسنده کنند که نه تنها هزینهها را هدر میدهد، بلکه صورتمسئله را نیز پاک نمیکند.وی افزود: روانشناسان اجتماعی نیز بر اضطراب محیطی ناشی از حضور گلههای سگ در پارکها و محلات تأکید دارند.به گزارش فارس، خانوادهها به دلیل ترس از گازگرفتگی، عملاً استفاده از فضاهای سبز عمومی را در برخی مناطق محدود کردهاند. این یعنی، شکستِ مدیریت شهری در تأمین امنیتِ عمومی.بر اساس آنچه که به مراکز بهداشت و علوم پزشکی شیراز ارائه شده است سالانه اگر بخواهیم محاسبه کنیم این رقم معادل یک میلیون و سیصد هزار دلار است.تعداد موارد گزش: ۱۳,۰۰۰ مورد در سالهزینه هر دوز واکسن: ۱۰۰ دلار۱۳,۰۰۰ × ۱۰۰ دلار = ۱,۳۰۰,۰۰۰ دلار (یک میلیون و سیصد هزار دلار)این مبلغ، فقط هزینه خرید واکسن است.
اگر بخواهیم این عدد را با نرخ ارز تبدیل کنیم (مثلاً با دلارِ نرخ روز)، به رقم بسیار سنگینی به تومان میرسیم که بخش قابلتوجهی از بودجه مرکز بهداشت را بلعیده است؛ بودجهای که میتوانست صرف واکسیناسیون کودکان یا دیگر خدمات ضروری شود.تفاوت دوز و نفر در پروتکلهای درمانی، هر فرد گزیده شده معمولاً به بیش از یک دوز واکسن (به صورت دورهای) نیاز دارد. اگر آن ۱۳ هزار نفر، تعداد بیماران مراجعهکننده باشد (و نه مجموع دوزها)، هزینه واقعیِ درمان آنها به مراتب بیشتر از ۱.۳ میلیون دلار خواهد بود، چون هر بیمار باید طی چند مرحله واکسن دریافت کند تا ایمنی کامل برقرار شود.هزینههای پنهان علاوه بر هزینه مستقیم خرید واکسن، مواردی مثل هزینه نگهداری واکسن (زنجیره سرد)، حقوق پرسنل درمانی که در مراکز بهداشت فعال هستند، هزینههای اداری و تجهیزات پانسمان و سرمتراپی نیز وجود دارد که هزینه نهایی را بسیار فراتر از قیمت خودِ واکسن میبرد.به عبارت سادهتر، این مبلغ معادل سرمایه ملی عظیمی است که به دلیل نبودِ مدیریت صحیح در کنترل جمعیت سگهای بلاصاحب، از چرخه خدمات بهداشتی دیگر خارج شده و صرفِ درمانِ پس از واقعه میشود.با این مبلغ میتوانیم ۳ پناهگاه مدرن و منطبق با استانداردهای دامپزشکی کشور بسازیم. هزینه عقیمسازی و واکسیناسیون هر قلاده سگ ،با احتساب هزینههای پرسنلی و لجستیک، در بازه ۵۰ تا ۱۰۰ دلار است. با ۱.۳ میلیون دلار میتوانیم بیش از ۱۵ تا ۲۰ هزار قلاده سگ را از چرخه زاد و ولد خارج کنیم.این یعنی یک مدیریتِ واقعی که به جای برخوردهای فیزیکیِ غیرانسانی یا رهاسازیِ بیهدف، به سراغِ حل مسئله از ریشه میرود.
نظر دهید